شاید شما هم افرادی را دیده باشید که سر خود را به دیوار ها می زنند و آنها را خورد می کنند، با پا و دست هایشان مصالح ساختمانی مانند آجر، کاشی، بلوک و یا هر چیز دیگری را می شکنند. به نظر شما چه معجزه ای اتفاق می افتد که این رزمی کارها با انجام این کارهای خطرناک سر از بیمارستان در نمی آورند؟
احتمال دارد این صحنه، نفس تان را بند بیاورد: فردی با همه نیرو و توان آماده جهش، هدف را زیر نظر دارد. روی سر شریکش یک آجر سیمانی ضخیم گذاشته شده است. ناگهان تندتر از یک تیرانداز، بازوی خود را به کار انداخته و با فریاد "کیایی"، خاموشی سنگین را در هم میشکند و دستش همانند تیغ برندهای در میان سنگ سخت ساختمانی فرود میآید. فردی که به عنوان حامل به کار رفته است آرام گرد و خاک را از روی سرش پاک میکند و دستهایش را با فروتنی به هم میبندد و در برابر افراد حاضر سر فرود میآورد.
اما به نظر شما واقعیت این کار چیست؟ این کار برای سرگرمی و با تردستی انجام می شود یا اینکه استعداد و موهبتی معجزهگر دارد؟ "آنتوان باگادی" هیچ وجه تشابهی با تردست یا جادوگر نداشت. او که نایب قهرمان کاراته فرانسه در سال 1985 میلادی و با شغل آمارگر زیستشناسی در مرکز پژوهشهای علمی فرانسه کار می کرد با وجود اینکه اجازه میداد آجرها را روی ستون فقراتش خرد کنند و یا با ضربه پا تخته ضخیمی را به دو نیم میکرد، در رؤیا زندگی نمیکرد. با شرکت در برنامههای سرگرم کننده تلویزیونی ومجالس نمایشی، در هر جا که هنر خود را در معرض نمایش میگذاشت پرده از رازها بر میداشت. وی با لبخندی در گوشهی لب، نه شکل ظاهری نامعمولی داشت و نه بیننده را به یاد نیروهای شگفت میانداخت. ولی این عملیات نتیجه تمرینهای طولانی ماهیچه، تمرکز فکری، و کاربرد شیوهای بسیار دقیق به نام «شیواری» است که در زبان ژاپنی به معنای "عملیات شکستنی" است. این تمرینات امکان اندازهگیری کارایی ضربات در کاراته، تکواندو، کونگفو، و دیگر هنرهای رزمی را میدهد.
با این وجود، هیچ امکانی ندارد که در هنگام ورود شما به ورزش کاراته و در حالی که هنوز یک رزمی کار آماتور هستید بخواهید که شروع به انجام همچین کارهایی بکنید. دقت، سرعت عمل، و توان ضربه تنها در سایه سالها تمرین حاصل میشود. حتی بهتر است ابتدا کمربند سیاه و تجربه آن را به دست آورد، سپس به شکستن مصالح ساختمانی اقدام کرد. به طور کلی باید توانا به تسلط بر کمترین حرکت از کوچکترین جزء بدن، از انگشتان پا تا نوک سررا دارا بود. به نظر افراد باتجربه، همه بخشهای بدن، پیشانی، پاشنه، کف پا، نوک پا، آرنج، استخوان ساق، پشت پا، و قسمت باریک دست برای شکستن مصالح مناسب هستند.
اما به نظر شما چه چیزی باعث می شود که چنین کسانی که ظاهری کاملا عادی داشته و بدنشان همانند همه از گوشت و خون درست شده است وقتی می خواهند که ضرباتی را وارد کنند هیچ جای بدنشان نمی شکند و کارشان به بیمارستان کشیده نمی شود؟ میگویند این کار به تمرکز بستگی دارد که نشان دهنده نیرویی جادویی و روحیهای فولادی است. آیا این خرد کنندگان آجر در چنان حالت خلسهای هستند که درد را احساس نمیکنند؟
برای شروع کار، فقط ضربه زدن به هر چیزی که در دسترستان باشد کافی نیست. هر رزمی کار خوبی وقتی که می خواهد ضربه ای را بزند به طور تقریبی محلی که می خواهد به آن ضربه بزند را هدف می گیرد، برای آن آماده می شود و تمرکز خود را بر روی آن منعطف می سازد. شکستن تخته چوبی به ضخامت دو سانتیمتر، به طول 30 سانتیمتر، و عرض 15 سانتیمتر مستلزم اعمال نیرویی برابر با 500 نیوتون است. این میزان برای شکستن پارهای از سیمان به همین ابعاد به 3000 نیوتون افزایش مییابد. چنانچه ضربه با نوک انگشتان زده شود شدیدتر از ضربه با تمام دست است و علت آن هم به سادگی این است که هر چه نقطه تماس کوچکتر باشد فشار وارد شده چند برابر میشود.
در چنین وضعیتی، آجر و سفال مانند یک بیسکویت ترک بر میدارد ولی استخوانهای کاراتهباز شکسته نمیشوند. عمل وی به اندازه کافی تند بوده و موج ضربهای ایجاد شده بسیار تند از انگشتان وی گذشته و در جسم مورد نظر وارد شده است و دردی که از زدن این ضربه احساس میکند بیشتر از درد یک تلنگر نیست. با این توضیحات، این امر چیز دشوار و پیچیدهای به نظر نمیرسد و این ممکن است آوازه افسانهای بروس لی، جکی چان، و دیگر همکارانشان را خدشهدار کند.